مراجعه کنید به ادامه مطلب ...

سلام...

از خودمان مچکریم که در این انتخابات هم حضور داشتیم و البته احتیاج به تشکر دیگران نداریم چرا که وظیفه ای بود که باید انجام میدادیم و امری بود لازم که حضور مردم را میطلبید.

البته این انتخابات چندین تفاوت اساسی به سایر انتخابات داشت چرا که از ووحوش غربی تا سفره نشینانشان در داخل واکنش های قابل توجهی به انتخابات ۷ اسفند نشان دادند و جالب تر اینکه کسانی بر سر صندوق امدند که چندین سال بود از ۱۸ساله شدنشان میگذشت اما رای اولی محسوب میشدند و همچنین رسانه ی غرب هم کمتر ادعای مضحک تحریم انتخابات را تکرار میکرد.

از اینها که بگذریم به داخل کشور میرسیم, داستان اینست که شهر ما هم دست کمی از پایتخت نداشت و چنان سیاست هایی از طرف احزاب در این انتخابات اتخاذ شد که فکر میکردیم اینجا تهران است ما هم اهل دیباجی و قلهک.

درباره ی انتخابات واقعیت اینست که اصولگرایان کاملا احساس خطر میکردند و انگار از ابتدا محتمل بودن شکست شان را پذیرفته بودند اما از انطرف اصلاح طلبان خوشتیپ و کت شلواری که بارها دیدیم حتی به روحانیونشان هم کت و شلوار بیشتر میاید تا رخت حوزه فرق چندانی با گذشته نداشتند جز حضور حداکثری شان، یعنی همه امدند، برخی افرادی امدند که حتی از عدم تاییدشان به دلیل گذشته و سابقه ی سیاهشان خبر داشتند اما علیرغم این ثبتنام کردند که با یک تیر سه نشان بزنند از طرفی اگر بعد از ۷ اسفند رای با انها نبود داد و قال کنند که ایها الناس دیدید که تعداد زیادی از ما را رد صلاحیت کردند اگر هم رای اوردند که بگویند همه دیدند با ما اصلاح طلبان چه کردند اما ما اخلاق مدار بودیم و چندی شعار به ناف مردم ببند که دیدید مردم خودشان شعور دارند .

در واقع یک عده فرمول شان اینست که ما رای میاوریم مگر خلافش ثابت شود. یعنی اگر رای اوردیم که انتخابات سالم است و بسیج و سپاه بچه ی خوب اما اگر رای نیاوردیم همه مقصرند و همه دست در صندوق برده اند. خلاصه اگر رای اوردیم بازی میکنیم اما اگر رای نیاوردیم زیر تخته میزنیمو همه را بهم میریزیم حالا اینکه دشمن آنطرف داستان دارد ما را میبیند و قهقه ی مستانه میزند هم خالی از اشکال است.

از جاییکه انتخاب در شهرستان ما هم به دور دوم کشیده شده یاداوری یک سری نکات هم به مردم و هم به نمایندگان دور دومی لازم است و یاد اوری ان خالی از لطف نخواهد بود؛

۱-به نمایندگان عزیز توصیه میشود وقتی عضو یک حزب و اتلاف ان میشوند به نظر جمع احترام بگذارند و انطور نشود که ابتدا باشند و تا نظر جمع خلاف میلشان بود پا از اتلاف پس بکشند و اعلام استقلال کنند چرا که در این صورت علاوه بر خجالت از هم حزبی های خود و مردم باید از ریش و سبیل و احتمالا یخه ی دیپلمات خود هم خجالت بکشند که البته این امر را در بین برخی احزاب بویژه اصولگرایان دیدیم.
( لینک خبر )

۲-سعی کنید حزبتان را همچون اصلاح طلبان با فرم "پدر خواندگی" اداره کنید . چرا که میبینید اصلاح طلبان با همین روش اتلاف های خود را خیلی محکم تر از اصولگرایان شکل میدهند همانطور که در انتخابات ریاست جمهوری اخیر دیدیم رییس دولت اصلاحات به یکی از کاندیداها نامه ای در حد یک پیامک نوشت و ان کاندیدا سریعا اعلام کناره گیری کرد و اینطور نشد که با دیدن چندتا طرفدار و ستادهای شلوغش فیلش یاد هندوستان کند و بزند زیر کاسه و کوزه اصلاح طلبان و اعلام بی طرفی کند.

۳-به شکل شاخص تر به کاندیداهای شهرستان توصیه میشود جای درگیر کردن خود در سخنرانی های شهر و تبلیغات های اعیان که تنها فحش و ناسزای خلق را در پی دارد به رای روستاهای همجوار هم بیندیشند چرا که در این روستاها یا افرادی هستند که سواد ندارند و نمیدانند به چه کسی باید رای دهند که در اینصورت جوانان روستا نام کسانی را برایشان مینویسند که شاید اصلا انتخاب انان نباشد یا اگر هم سواد دارند نمیدانند به چه کسی باید رای دهند در واقع در مشترک این دو طیف عدم شناخت اصلح است که مهمترین بخش این انتخابات پس از حضور در سر صندوق هاست. پس توصیه میشود برای دور دوم از روستاهای اطراف غافل نشوند که یک رای قلمبه را از دست داده اند.

۴-جای بسی تحسین دارد که در این دوره شاهد حداقل تبلیغات بودیم چرا که داشتن تبلیغات های انچنانی تنها دلخوری مردم را در پی دارد و نوشتن شعارهای ابکی روی ان تنها مایه خنده ی مردم را فراهم میاورد پس خود تبلیغات ممکن است از یک حدود به بعد باعث از بین رفتن رای یک کاندید بشود.

۵-به کاندیداهای عزیز توصیه میشود به دنبال جذب حمایت کاندیداهای دور اول باشند چرا که بهرحال انها هم برای خود رایی دارند که با اعلام حمایتشان از کاندیداهای دور اول منجر به افزایش قابل توجه رای انها خواهد شد البته جذب حمایت تمام افراد شاخص شهر مهم است چه افرادی که ساکن شهرستانند و چه افرادی که خارج از شهرستان زندگی میکنند. تا حداقل اگر مردم خود کاندید را نمیشناسند از روی اسمی حمایت کنندگان ان به همفکران ان کاندید پی برده و بتوانند درست تر انتخاب کنند.

۶-باید به این امر که چندیست از حدود سال ۸۸ در بین توده هایی از مردم شکل گرفته توجه کرد که هردو حزب اصولگرا و اصلاح طلبی افرادی وطن دوست و ذوستدار مملکت شان هستند چرا که تفکری شکل گرفته که اصلاح طلبان را شیاطین و اصولگرایان را پیامبر معرفی میکند. چرا که اگر توجه شود افرادی در بین اصلاح طلبان هستند که از خیلی اصولگرایان،اصولگرا تر هستند و همچنین در بین اصولگرایان هم افرادی هستند که از اصلاح طلبان پا فشاری بیشتری به اصلاحات برخی امور و قوانین دارند. البته داستان دیگری هم که وجود دارد که اینهم حرفی ناروا در حق اصولگرایان است انتصاب اصولگرایان به افراد بسیار متعصب و افراطی ست که البته نمیتوان گفت که نیست اما باید بدانیم همانطور که در این طرف ماجرا طیف افراطی و میانه رو وجود دارد در بین اصلاح طلبان هم طیف میانه رو و افراطی وجود دارد که گاهی تعصب را بر حرف حق ترجیه میدهند اما در هرحال هیچکدام از اینها را نمیتوان به تمام هرکدام از این احزاب تعمیم داد. البته واقعیتی که وجود دارد اینست که نگرش توده ای از مردم از سال 88 به این سو کمی نسبت به اصلاح طلبان تغییر کرد و این تغییر هرچند الان کمتر شده اما نمیتوان گفت که از بین رفته است.

7-چندی پیش مصاحبه ای از یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری اخیر در رسانه ملی پخش شد که در آن یک جمله شاخص و مهم وجود داشت که مضمون آن اینچنین بود که ; اصولگرایان در نگهداری دوستان خود عاجزند و اصلاح طلبان هم در نگهداری کشور ...
فارغ از اظهار نظر درباره ی بخش دوم این عبارت ، با بخش اول این عبارت درباره ی اصولگرایان موافقم چرا که نمونه هایی از آن را در انتخابات اخیر ریاست جمهوری بین با تقابل آقایان ولایتی و جلیلی و حتی قالیباف که هیچکس گمان نمیکرد دیدیم یا حتی مناسباتی که در چندساله ی اخیر بین احمدی نژاد و لاریجانی گذشت کاملا مشهود بود که اصولگرایان کمی در حفظ یاران خود ضعیف و ناتوانند و درست است زیاد دم از مصلحت میزنند اما به خودشان که میرسد مصلحت حزب را به کلی از یاد میبرند و معلوم نیست چه اتفاقی برایشان می افتد که ابتدا همه هستند و هر چه به آخر میرسیم از تعدادشان کم میشود و کم کم اعلام استقلال میکنند.

8- باید بدانیم عملا حزب سومی تحت عنوان " اعتدالیون " وجود ندارد بلکه این حزب هم همچون برخی احزاب که تنها در گرمای اتتخابات سروکله شان پیدا میشود ، ظهور کرده است و تنها شانسی که آورده جسارت رییس جمهور فعلی است که از هر تریبونی برای تبلیغ حزب ش استفاده کرد . ممکن است ابتدا گمان میشد که عدم ائتلاف اعتدالیون با اصلاح طلبان ممکن است منجر به رو در رو قرار گرفتن اصلاحات و اعتدالگرایان که همان دولت باشد ، بشود اما این تنها یک فرض بود که اگر نخواهیم بگوییم محال است ، حداقل نزدیک به محال است. پس عملا کرسی های اعتدالیون را نیز باید در  مجموع کرسی های اصلاح طلبان بحساب آورد.
وجود این حزب پسر و عدم ادغام آن با حزب پدر که همان اصلاحات باشد هم تنها میتوانست یک بازی سیاسی باشد. مردمی که از سال 88 به اینسو ، نه دل خودشی از اصلاحات داشتند و نه از رفتار اصولگرایان در صحنه عمومی راضی بودند احتیاج به چنین جریان ( حزبی ) داشتند تا هم در پای صندوق شرکت کنند هم رای شان را سفید نیندازند. حال اینکه اگر برفرض سیاست پشت این حزب ( جریان اعتدالیون ) جمع آوری آرای مردمی بود که نه با اصلاحات بودند و نه با اصولگرایان شاید بتوان گفت که در اینجا یک " دور زدن سیاسی - حزبی " را شاهد هستیم ، چراکه عملا رای به اعتدال ، رای به اصلاحات بود و چند نفر از اعتدالیان میتوانند منکر حمایت رییس دولت سازندگی و بخصوص رییس دولت اصلاحات از رییس جمهور فعلی بشوند؟!؟!
برای همین هست که این انتخابات برای آقای رییس جمهور ، " انتخابات معناداری " بوده است ! ( در این لینک ببینید )



در پایان اینکه باید از ساخت مجلسی تماما حزبی ( تماما اصولگرا ، تماما اصلاح طلب ) جلوگیری بعمل آید چرا که در غیر اینصورت آن مجلس ، دیگر مجلس نیست و عملا خودش یک حزب است که چنانچه آن حزب اکثریت قاطع ، قانونی را بخواهد با آن موافقت میکند و اگر نخواهد با آن مخالفت میکنند. چه بسا این تک حزبی شدن منجر به بیرون زدن فساد های عجیب و غریب تری بشود که هرچند شاید برایمان تازگی نداشته باشد اما خواهد بود و اتفاق خواهد افتاد.




یاسر سالاری
28 فوریه 2016 میلادی
نهم اسفند یکهزاروسیصد و نود و چهار هجری شمسی