بحث پیرامون " پدیده بودن " داعش نسبت به سایر گروه های تروریستی در مطلب پیش بیان شد و بسیاری نکات از این قبیل هستند که داعش را از مابقی نخاله های منطقه متمایز میکنند .

از جمله این موارد چاپ اسکناس و گذرنامه تحت عنوان " حکومت اسلامی " بود. خب چنین موردی در بین گروه های تروریستی ، تازگی داشت و اقدام جدیدی شمرده میشد که از پیشرفت گروه های تروریستی در این زمینه خبر میداد. گرچه بنظر بنده تنها یک بازی روانی بود که نشان بدهند داعش ، عقل کل هایی دارد که فکر همه جا را کرده است و میداند قدم بعدی باید چه کند.که البته در طول این دوران که خبر از شکست های پی در پی داعش به گوش میرسد از هم پاشیدگی و بیچارگی گروهک داعش کاملا مشهود است.

فارغ از این همه وجه تمایز بین این گروه با سایرین ، بحث هدف داعش مطرح میشود. و اینکه بعد از اینکه شعارهایمان را برای جبهه های استکبار دادیم حالا وقت آن رسیده تا به دور از این پیش زمینه های فکری ، به بطن هدف داعش و آنچه واقعیت دارد بیندیشیم ، چرا که صرفا با گفتن اینکه " داعش ساخته ی امریکا و انگلیس است " چیزی درست نمیشود . همانطور که میبیند دنیا مدام خودش را سرگرم این جریان کرده است ، روسیه و ایران مشکل را به گردن آمریکا و عربستان میندازند و آمریکا و عربستان هم ایران و روسیه را محکوم به جنایت میکنند . اینطور طرز فکرها و جدال های بین المللی جز اینکه وقت برای داعش میخرد تا هدفش را پیش ببرد ، محصول دیگری نخواهد داشت.

به نظر حقیر طبیعتا آنچه داعش به عنوان هدف خود مطرح میکند که حکومت بر سوریه و عراق است چیز بی اساسی ست و حتی اینکه این حکومت قرار است " اسلامی" باشد هم دور از واقعیت است و گمان بنده خودشان هم ازین موضوع آگاهند .

اما پشت پرده ی این سروصداها و شعارها تنها یک هدف وجود دارد.

آنهم بحث " جنگ فرسایشی " است که داعش تمام مولفه های آن را دارد. اولا یک گروهک کوچک است، دوما توسط کشور خاصی اداره نمیشود که بتوانیم برای تحریم و تنبیه آن کشور به سازمان ملل که خود یک سازمان داعشی دیپلماتیک است قطعنامه ببریم ، سوما برای ایدئولوژی اش میجنگد که باعث میشود با همان تفکر " هفت شیعه بکش و برو بهشت " برسر مواضع خودش بماند.همانطور که در تمام این سال ها این باور از کتب وهابی ها حذف نشد و آنقدر ماند و برآن اصرار ورزیده شد تا نتیجه اش شد پدیده ای به اسم داعش.

داعش امروز تنها مسئولیتی که دارد ایجاد وحشت و خرابکاری حداکثری ست ، نه پیروزی .

شما ببینید در طول این چندسال ، عراق به اندازه ی 30 سال به عقب رفت . هم از نظر مدیریت شهری ، هم از نظر اقتصادی ، هم از نظر سیاسی . البته تنها در یک زمینه شاید داعش مصداق عبارت " عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد " شد آنهم ارتش و سیستم نظامی عراق است که در طول این سالهای جنگ با داعش بسیار پخته تر از قبل شدند.معلوم نبود ارتش عراق کی و چه موقع قرار است از خواب زمستانی خارج شود و چیزی که شایسته ی نام " ارتش" هست را نشان بدهد ، که خب داعش تبدیل به آن بزنگاه برای عراق شد.

اما حیث المجموع عراق به اندازه ی سه دهه عقبگرد کرد.

گروهی مثل داعش لازم بود تا از داخل و از جنس خود این مردم ، منطقه را بهم بریزد ، تنها و تنها دلیل وجود داعش ، بهم ریختن منطقه و عدم ثبات در منطقه است و دیگر هیچ.

اساسا کل عبارت " حکومت اسلامی عراق و شام " نقطه به نقطه و حرف به حرف ش بازی ست.

شما بیایید و مانند بازی شطرنج به جریان نگاه کنید، در بازی شطرنج شما باید خودتان را جای حریفتان بگذارید و ببینید اگر جای او بودید برای رسیدن به هدفتان چه میکردید، حالا که حرکت حریف را شناسایی کردید ، راه را برای حریف سد کنید.

شما خودتان را جای همین جبهه ی استعمار بگذارید. اگر میخواهید منطقه ای مثل خاورمیانه با آنهمه فرصت اقتصادی که از قول خود اروپایی ها بازارهای منطقه ی ما از به صرفه ترین و مطلوب ترین بازارهای جهان است، نفتی که در منطقه ی ما هست در هیچ جای دنیا نیست و موارد از این قبیل.

اگر میخواهید منطقه ای مثال خاورمیانه را بدست بگیرید، نمیتوانید مستقیما حضور خود را در این کشورها اعمال کنید، چون شما به عنوان جبهه ی استعمار شناخته شده اید و با اوضاعی که سالهای قبل به عنوان بیداری اسلامی به راه افتاد عملا وجهه ی خود را در کشورهای مدنظرتان از دست دادید، پس طبیعتا مذاکره و معامله جوابگو نیست. بهترین راه برای رسیدن به این هدف ، ایجاد ناامنی و هرج و مرج در منطقه ست. تا منطقه به خمیری در دستان شما تبدیل کند. حالا دیگر هرطور دلتان بخواهد و به هرکس دلتان بخواهد امتیاز میدهید.میتوانید به داعش امتیازاتتان را بدهید اما بصورت مخفیانه و در اینطرف جار بزنید که ما به مردم سوریه کمک رسانی کردیم و البته باید هم جار بزنید.

 

دوستان من بدانید و بدانید ، نه ابوبکر بغدادی واقعیت دارد و نه شعار " حکومت عراق و شام" .

داعش بوجود آمد تا حکم نارنجک کمری را ایفا کند.شاید وحشتش به اندازه ی " تانک" نباشد اما بالاخره مخرب است. اگر در کوچه ای از شهرتان نارنجکی بترکد آن منطقه ناامن محسوب میشد، روی مردم موثر است، روی شهر موثر است، کل کشور به شهر شما طور دیگری نگاه خواهند کرد. نارنجک ها در نقاط مختلفی میترکند تا اولا حواس ها متمرکز بر یک نقطه نباشد، مدام باید در حال تعویض نقاط باشد . کاری که داعش استاد آن است. اصولا داعش فرمولی برای چنین کارهای ندارد هر لحظه به سمتی میرود و کاری میکند. نارنجک ها که منفجر شدند منتظر تانک ها باید بود...

 

کلام اخر;

بنده قائل به مشکلات کشور و نظام جمهوری اسلامی هستم، بنده از منتقین این جبهه محسوب میشوم، بنده یک اصلاح ظلب به ذات هستم اما واقعیت این است که امنیت کشور موفقیتی انکار ناپذیر است، برای همه ی ما .

میشنوم که برخی همفکران بنده میگویند ; "هرچه میشود میگویند امنیت که داریم چه وضعی ست."

دوست عزیز شما شهروند سوری نیستی ، شما شهروند عراقی نبودی. حتی درکی از ماجرا نداری چه برسد که از تو بخواهم خودت را جای آنها بگذاری.

تیرها و زخم های داعشی ها برای رزمندگان ما کافی ست،ما دیگر با زبان هایمان زخم نزنیم که زخم زبان بدتر از زخم گلوله ی آتشین است.

 

به امید سربلندی ایران عزیز