همانطور که مطلع هستید رهبری در ماه های اخیر جلساتی داشتند که کاملا رنگ و بوی انتخاباتی داشته است از جمله داغ ترین این رویدادها صحبت های رهبری درباره ی منع احمدی نژاد برای کاندیداتوری انتخابات سال 96 بود که همگان شنیدند که رهبری صراحتا گفتند که ایشان را منع کرده اند و چندی بعد هم خود اقای احمدی نژاد این گفته را تایید کرده و گفت به دستور حضرت اقا عمل میکند و قصد آمدن به انتخابات سال 96 را ندارد .

اما تحلیل حقیر از این اظهار نظر رهبری درباره ی منع احمدی نژاد و صلاح ندانستن حضور ایشان در انتخابات 96 سه نکته ی مهم دارد که به توضیح آن میپردازم.

نکته ی اول را میتوان در صحبت های خود رهبری که در ماه های اخیر و چه در خصوص همین صحبت های ایشان یافت آنهم بحث " دو قطبی " شدن جامعه است. درواقع اعتقاد بر این است که در صورت حضور آقای احمدی نژاد در انتخابات96 جامعه دوباره دچار همان دوقطبی سال 88 خواهد شد و حتی بیشتر و پرچالش تر.

درواقع احمدی نژاد تنها چهره ی دیپلماتیک ایران است که یا طرفداران دوآتیشه داره یا منتقدین سرسخت و افراطی و این اتفاق درباره ی کمتر دیپلماتی در ایران اتفاق می افتد. کمااینکه درمورد اقای هاشمی صدق نمیکند ، آقای هاشمی علاوه بر جمعیت طرفداران و منتقدان ، جمعیتی را دارد که با وجود اصولگرا بودن هنوز هم سیاست هاشمی را تایید میکنند و همینطور جمعیتی را دارد که با وجود اصلاح طلب بودنشان همچنان هاشمی را نقد میکنند و منتقد سرسخت ایشان هستند.

درباره ی احمدی نژاد اینطور نیست ، یعنی شما یا طرفدار احمدی نژادید و یا منتقد ایشان. حد وسطی وجود ندارد . برای همین در حالت عادی هم اگر احمدی نژاد بیاید این احتمال میرود عده ای که منتقد او هستند با وجود اینکه به کاندید دیگر هم اعتقادی ندارند اما به دلیل رای نیاوردن احمدی نژاد قطعا به طرف مقابل رای خواهند داد و این معنای واضح دوقطبی در جامعه است. حتی میتوان اینطور هم به قضیه نگاه کرد که چنانچه کاندید مقابل احمدی نژاد کمی هم سمت و سو های اصلاح طلبانه داشته باشد همین باعث شود که کارزار سبزهای سال 88 به نفع کاندید مقابل احمدی نژاد رای بدهند و عملا آن کاندید تبدیل به جناح شبه سبز در ایران شود که این هم یعنی دوقطبی شدن جامعه .

البته که احتمال دوم محتمل تر است ، در واقع سبزهایی که احتمالا به خودشان قول داده اند دیگر خانه نشین بشوند و شناسنامه شان دیگر مهر صندوق رای را نبیند با آمدن احمدی نژآد تحریک میشوند که دوباره وارد انتخابات شده و اینبار رای شان را نه به نفع کاندید منتخب خودشان ( که عملا وجود ندارد ) بلکه به ضرر احمدی نژاد رای بدهند و این خود یعنی ممکن است رای سبزهای چند شقّه شود که البته با انسجامی که اصلاح طلب ها در لیست نویسی انتخابات مجلس دهم داشتند نشان دادند میتوانند رای هایشان را کنترل کنند.

پس نکته ی اول جلوگیری از " دوقطبی " شدن جامعه هست ، چیزی که سال 88 دیدیم نه به نفع سبزها و نه به نفع حکومت شد. و برای هردوطرف جریان هزینه های سنگینی داشت که اصلاح طلبان را مغضوب علیه کرد و نظام را هم بسیار به چالش و نقدهای بنیادی که اصل انقلاب را زیر سوال میبرد کشاند.

نکته ی دوم مطلبی ست که بعد از سال 87-88-89 در بین اصلاح طلب ها رواج پیدا کرده است آنهم بحث امر و نهی های رهبری در مورد های مختلف است.

در واقع با این اظهار نظر رهبری و منع احمدی نژاد ، خود باعث شد که این طرز فکر از جریان های اصلاح طلب و حتی جریان عموم مردم پاک شود که رهبری فقط به اصلاح طلب ها امر و نهی میکند و عملا اصولگراها تابحال طعم چنین امر و نهی هایی را نکشیده اند. با این منبع که البته ضربه ی سختی به پیکره ی اصولگراها بخصوص در سال 96 خواهد زد باعث شد این طرز فکر از بین برود هرچند که رهبری درباره ی انتخابات سال 84 و کاندیداتوری اقای هاشمی هم نظری مشابه داشتند چرا که اعتقاد بر این است که در ایران بعد از دو دوره رییس جمهور بودن ، اینکه دوباره بخواهید کاندید بشوید مورد اقبال مردم قرار نمیگیرد همانطور که آقای هاشمی دو دوره رییس جمهور بودند و وقتی دوباره برای سال 84 ثبتنام کردند با اقبال مردم مواجه نشدند و مردم ترجیه دادند به شهردار تهران که شاید زیاد برای مردم کل کشور شناخته نبود رای بدهند تا آقای هاشمی و آنهمه شناخت و معرفتی که کل ایران به ایشان داشت.

پس احمدی نژاد هم از این ماجرا سوا نیست و همین موضوع میتوانست باعث شکست رسمی آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ایران بشود.

نکته سوم " اخلاق احمدی نژادی " بود که سالهاست مورد نقد همگان است ، از اصلاح طلب ها تا مردم و حتی خود اصولگرا ها . "اخلاق احمدی نژآدی " مجموعه خلقیاتی ست که مردم و مسئولین در دستگاه دیپلماسی نمیپسندند . از جمله ادبیات عجیب غریب احمدی نژآد . اما چیزی که اینجا مورد بحث حقیر است بحث قهر کردن 11 روزه ی اقای احمدی نژآد در جریان انتخاب وزیر اطلاعات می باشد که از همان سال ها تا الان یک نمره ی فوق العاده منفی را در کارنامه ی احمدی نژآد ثبت کرده است ، چه در جناح اصلاحات که آتش بیار معرکه شدند و چه در جناح اصولگرا و آنچه حزب اللهی خوانده میشود هردو منتقد احمدی نژآد شدند. عدم پذیرش حرف رهبری در آن جریان و قهر کردن احمدی نژاد و حتی صحبت از استعفای او باعث شد که این ننگ همیشگی در کارنامه ی او بماند که شاید این حرف شنوی اخیر او از رهبری مبنی بر عدم حضور انتخابات96 شاید تاحدود زیادی این لکه ی ننگ را از کارنامه ی احمدی نژاد پاک کند که آنجا احمدی نژاد شاید حرف رهبری را قبول نداشت و با این حرف شنوی ، نمره ی منفی آن اتفاق را تا حد زیادی بهبود ببخشد.

 

حیث المجموع نظر رهبری مبنی بر عدم حضور احمدی نژآد انطور که از مستندات بر می آید به نفع تمام جناح ها از راست و چپ تا مردم و کوچه و بازار است.

و شاید این موقعیت را هم برای اصولگرا ها ایجاد کند تا بتوانند همانطور که سال 84 شخصیتی مثل احمدی نژاد را افریدند ، شخص جدید و اندیشه ی جدیدی را به حزب خود اضاف کنند .

 

در پناه خداوند رحمان و رحیم

یاسر سالاری

یکم دی ماه یکهزاروسیصد و نود و پنج